19 April 2007

 Definition of Love


دوست داشتن يعني :

-سيستر كوچيكه ي آدم بعد از آن همه اعصابي كه بعداز پسورد گذاشتن برا ي كامپيوترمان ايجاد كرد بياد بالا و يك ساعتي بشيند بالا سرمان تا بيدار شويم ، بعد هم طي اقدامي سر به زير دارانه و كمي موزيانه نگاه كند و بگويد :"خب مي دوني !‌دستم خورد " و كلي شكلك و اينها در آورد تا از دلت در آورد آن همه عصبانيت را !‌و من هم نامردي نكنم و به رويش بياورم كه انقدر بد و بيراه نثارت كردم كه دختر !‌مگر آزار داشتي ؟ داري؟ خواهي داشت ؟
و او هم مثل هميشه آن قيافه اش را يك طوري كند كه نتوانم جلوي خنده ام را بگيرم و برود پشت پنجره هي از آن جا الارمهاي عشقولانه اي بفرستد كه يعني بي خيال !و من كه مي دانم وروجك دستت چطور اين همه راه پيچيده رفته آن جا خورده به پسورد و اينها ( ولي خودمانيم شانس آوردي كه مي دانستيم چطور بر آن فائق آييم وگرنه ....)


-مامان آدم بعد از آن همه حرس خوردن من ! و داد و هوارم و فحش دادنم به زمين و زمان بگويد" اعصابتو خورد نكن تو كه جنبت بيشتر از اين حرفا بود" و اين كامپيوتر مزخرف كه حرسمان را دابل كرده بود را بگذارد روبرويش بنشيند هي اين پسوردها را امتحان كند كه كدام جواب مي دهد . حالا من نمي دانم از بين اين همه دكمه ي اين تخته گوشت چه كسي فكر مي كرد پسورد را گذاشته باشد 4 !


-بروي بالا و شوكه بشوي كه اين جا اتاق من است !‌عوض شده ؟ تميز شده !!!!‌ اشتباه كه نيامدم ؟ بعد بفهمي بابايت دلش سوخته آن همه به هم ريختگي را اتو كرده . حالا بگذريم كه همه ي وسايل روي ميز مبلمان را گذاشته روي ميز تحريرمان و ما بالشتمان را توي جعبه مونيتور پيدا كرديم .و يك چيزهايي را هم هنوز پيدا نكرده ايم .


-سيستر وسطيه بي خيال آلوچه اش شود و بگويد "خوردي ديگه !‌"و بر همگان واضح و مبرهن است . خوردن آلوچه ي اين خانوم به مثابه ِ پاره كردن مجله ي نجومشان است .و هي بنشيند از دانشگاه حرف بزند و گير دادن هاي اين ورودي ها به همديگر و من هي ته دلم بخندم كه آي !!!!‌جواني !

+

پس نوشت خر انگارانه :خب اصلا خوب نيست كه دولت باحال ما ملت را خر فرض كرده يك جعبه ي مزخرف گذاشته وسط اتوبان ولابد همه بايد فكر كنند آن تكه حلب زنگ زده كه هيچ سيم رابطي ندارد و برق هم از آن حوالي عبور نمي كند پلاكها را حتمن ضبط مي كند و سرعتهاي غير مجاز را و لابد عكس هاي ماهواره اي هم مي گيرد و من اين احتمال را ميدهم كه مثل صندوق پستي عمل مي كند !‌حيف كه نديده ام پست چي بيايد بازش كند و من مانده ام اين اگر وايرلس است چه جورش است !‌هرچه باخودمان حساب مي كنيم مي بينيم از بين آن ده تا شايد سه تايشان آن طوري بودند كه بايد باشند .

پي نوشت وقتي كه خانوم ميم حرس مي خورد : كاش اين بلاگ رولينگ درست مي شد !‌هر صبح بايد بياييم و ببينيم كه انگار هيچ اتفاقي نيافتاده ،‌مثل قبرستان شده !‌ هر روز بايد همه ي وبلاگهايي را كه هستند يا باز كنم يا نكنم right click - open link in new tab ... ! تو رو سر ِ جدت بيا درست شو ! خسته شدم !‌مردم وقتي بلاگ رولينگ نبود چكار مي كردند؟؟؟

Labels:




Today's Pic





About me

I am not what I post, My posts are not me. I am Someone wondering around, writing whatever worth remembering.




Lables

[ کوتاه نوشت ]

[ شعر نوشت ]

[ فکر نوشت ]

[ دیگر نوشت ]

[ روز نوشت ]

[ نوروز نوشت ]

[ از آدم‌ها ]

[ ویکند نوشت ]

[ داستان نوشت ]

[ ابوی ]

[ انحناهای عاشقانه ]

[ خاطرات بدون مرز ]

[ فیلم نوشت ]



Archive

December 2004
April 2006
August 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 2011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 2012
October 2012
November 2012
January 2013
April 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
January 2014
February 2014
March 2014
September 2014
December 2014
October 2016
November 2017


Masoudeh@gmail.com