07 October 2009

 BNB


- چطوره؟
+ خنده‌هاش قشنگه

اصلن من فکر می‌کنم با آدم‌هایی می‌شود دوست‌تر بود، ماند، زندگی کرد که بشود باهاشان بلندتر خندید. از ته دل‌تر خندید. من انتظارم این‌ست که بتوانم با آدمهایی که بیشتر خندیده‌ام به موقع گریه کنم. به موقع درد دل کنم. به موقع سکوت کنم. انتظار ندارم با آدم‌هایی که گریه کرده‌ام بخندم. آدمی که گریه بلد است لزومن خندیدن بلد نیست ولی من آدم‌هایی دیدم، با آدم‌هایی خندیده‌ام که غم توی دل‌شان بوده. خنده را تابلوی سر در دل‌شان کرده بودند. من با آدم‌هایی نشست و برخاست کرده‌ام که دل‌شان از شدت خنده درد گرفته زمین گاز زده‌اند و شب‌ها خودشان را توی تخت مچاله کرده‌اند. من فکر می‌کنم با آدم‌هایی که بلدند بخندند. بلدند به گه بودن زندگی لبخندهای کش‌دار و بلند و دوست‌داشتنی بزنند خوشحال‌ترم، خوشبخت‌ترم. و از همین تریبون اعلام می‌کنم که ای نگین روزهای تاریک من، ای نگین درخشان همه‌ی روزها و زندگی‌ام عاشقتانم و آرزو می‌کنم همیشه‌ی بودن‌تان را و همیشه‌ی خوب بودن‌تان را.