03 March 2010

 انحناهای عاشقانه 4 [تقدیم به کارپه]


ص‌اد چراغ را خاموش کرد روی تخت دراز کشید کمی این ور و آن‌ور شد سرآخر طاق‌باز خوابید و با صدای ملایمی که بستر جمله‌ی محزونی می‌نمود به ط دسته‌دار گفت چاق شدم می‌بینی؟ ط دسته‌دار آخرین تکه‌ی کرفسش را قورت داد. غلت زد، دستی به شکم ص‌اد کشید  گفت انحنایی از این عاشقانه‌تر ندیده‌ام.

1-2-3

Labels: