24 September 2014

 خاصیت اندوه


اندوهم را دوست دارم. این از سر شرقی غمگین بودنم نیست. اندوه قوی است و از همه چیز بالاتر می‌ایستد. خاصیت دارد. در برابر شکوهش همه چیز کوچک است. همه چیز خنده‌دار است. اندوه، قفلی است که کاسب خسته بردر مغازه‌اش می‌زند و می‌رود ناهار و مشتری گدا و دارا هردو با یک تابلو مواجه می‌شوند: من نیستم. اندوه صاحب‌عزایی است که به عزاداران خُرد که خاک برسر می‌ریزند مات و محو نگاه می‌کند که بروید پی کارتان شما چه می‌گویید دیگر. اندوه از موضوعی که شروعش را باعث شده هم سواتر است. اندوه را با شکست اشتباه نمی‌گیرم. گریه هم نمی‌کنم. گریه پذیرش شکست است. گریه ؛کودکی است که امیدوار است بادکنک فرارکرده‌اش به دستش برسد؛ در اندوه اما صحبت از امید و ناامیدی نیست. جنگی هم نیست. تعطیل می‌کندت. ماشینت کنار می‌زند در جاده‌ای سبز و خودت می‌روی کنار رودی می‌نشینی و می‌گذاری ماشین‌هایی که در جاده مسابقه گذاشته‌اند جلو بزنند.


Labels:


09 April 2013

 


به قول دلوز، سوال خوب، سوالی است که جوابش سوال را از بین نبرد، سوال در دل همه جواب‌ها ادامه پیدا کند.

 مانی حقیقی در مصاحبه با عمو یادگار

Labels:


08 June 2011

 


گر خطا گوید، و ِ را خاطی مگو

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی - داستان موسی شبان‌


Labels:


24 January 2011

 


... مثال این آنست که مرغی را تیر زدند. مرغ باز پس نگریست و با زبان حال با تیرگفت تو بمن چون رسیدی؟ گفت از تو چیزی در ما تعبیه کرده‌اند که آن ما را در تو رساند. هم تویی که ما را بخود رساندی که این تعبیه در نهاد ما نهادی ...

سعدی- مجالس خمسه

Labels:


11 December 2010

 


داریم نداریم؛ همین یک چس وطن را داریم.

صادق هدایت

Labels:


08 November 2010

 


... تمامی محکومیت انسان در این جمله نهفته است. زمان بشری دایره‌وار نمی‌گذرد، بلکه به خط مستقیم پیش می‌رود. و به همین دلیل انسان نمی‌تواند خوشبخت باشد چرا که خوشبختی تمایل به تکرار است.

بار هستی - میلان‌ کوندرا

Labels:


03 November 2010

 هنر


هنرمند مرتکب سفری می شود در درونش؛ دیده اش بسیار بیناست و گوشش بسیار شنوا، پس می بیند و می شنود [و می زِیَد] که دیگری را یارای آن نیست، به بسا دلایل. در بازگشت، مهیای پدیدآوردنِ سفرنامه ای می شود، تا از "آنی" بگوید که شاید او را در بی زمانی، آنی، روزی، قرنی گذشته است: و هنر، دلبریِ این سفرنامه است.

+

Labels:


31 October 2010

 


شما حق دارید که به من مشروب ندهید ولی هیچ‌جا نوشته‌ نشده که من حق ندارم مست بشوم.

بارهستی - میلان کوندرا

Labels:


27 April 2010

 سابینیسم


شب بود و او با گام‌های شتاب‌زده، روی پیاده‌رو و ایستگاه راه‌آهن راه می‌رفت. قطار آمستردام آماده‌ی حرکت بود. دنبال واگن خود می‌گشت. در کوپه‌ای را باز کرد که بازرس قطار مودبانه او را به آن‌جا برده بود و دید فرانز روی یک تختخواب با لحاف کنارزده نشسته‌است. فرانز بلند شد و به پیشوازش آمد.
میل بسیار داشت تا مانند مبتذل‌ترین زنان، به او بگوید: «مرا رها مکن، مرا نزد خودت نگه‌دار، مرا به فرمان خودت دربیاور، پرزور و مقتدر باش!» اما این کلمه‌هایی بود که نه می‌توانست و نه می‌دانست چگونه بر زبان آورد.
وقتی فرانز به سوی او آمد، سابینا گفت:
- چقدر از بودن با تو خوشحالم!
با رازداری فطریش، بیشتر از این نمی‌توانست بگوید.

بار هستی - میلان کوندرا

Labels:


07 December 2009

 سبزی که ماییم


First they ignore you
  then they laugh at you
   then they attack you
     then you win

Mahatma Gandhi

Labels:


خنده کوتاه‌ترین فاصله بین دو نفر است.
-ویکتور بورگ (کمدین، یپانیست و آهنگ‌ساز دانمارکی)

Labels:


26 August 2009

 بند


ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم؛ تا این که در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم.

مارلون براندو

Labels:


05 May 2009

 پرستو


- رنگش؟
+ آره
- دوباره ببینم؟
+ ببین.
فکر می‌کند.
- گفتی رنگش؟
+ آره.
مکث می‌کند.
- رنگش رو بلد نیستم.

ها کردن- پیمان هوشمند زاده

Labels:


مردان خدا عالم علوم خفیه نیستند؛ حکمایی هستند که حکمت می‌دانند. کاشفان لسان اشیاء هستند. مرد خدا ترجمان زبان اشیاء است. و به جغرافیای ازمنه اشراف دارد و با اشیاء ‌به مناظره می‌پردازد. حکیم صدای سوگواری اشیاء را می‌شنود که مصایب خود را باز می‌گویند که شرح رنج خود می‌گویند و مویه می‌کنند یا که به نشانه‌ی شادی آواز می‌خوانند، گاهی هم که شییء از سکوت خود ناشاد است، قصد هجرت از حدود ازمنه می‌کند. همچنان که در حافظه‌ی خاکی ما مانده که روزی این جسم توده‌ای خاک بود و از پس قرن‌ها سکوت بی‌آن‌که چشمی و زبانی داشته‌باشد، ندبه می‌کرد و به رب اعلی شکوه که از غبار بودن خسته‌است و قادر اعلی فرمان گفت: ‌شوید. و ما بی آن‌که بدانیم چه صورتی خواهیم یافت، شدیم و در مکاشفه‌ای کاشف صورت خود گردیدیم، چنان‌که به هر دور حامل صفتی بودیم.

اسفار کاتبان - ابوتراب خسروی

Labels:


14 February 2009

 ...


تو نقیض تنهایی انسان بودی
حالا برهانش نباش
-خوان استپان

[+]

Labels:


21 December 2008

 رسالت ِ هنرمند


این رسالت هنرمند است که حتی وقتی خورشیدی در آسمان نمی درخشد ، آن را خلق کند .
رومن رولان – ژان کریستف

Labels:


27 November 2008

 مشت در تاریکی


من از خدا می‌خوام مشت روي سينی مسی بزنم نه روي نمد. اين‌جا نمده. اينه که آدمی‌زاد خفه می‌شه. خفقان اينه؛ که فرياد می‌زنی، اما فقط خودت می‌شنوی.
جلال آل احمد ...

Labels:


30 September 2008

 فرهنگ


فرهنگ؛ تحویل بار مرده‌هاست به زنده‌ها.
جلال‌ آل‌ احمد-نفرین زمین

Labels:


تو هرگز به خاطر وطنی که به عادت دوست داشتنش مبتلا شده‌ای، به جان نخواهی جنگید.
هرگز به خاطر مردمی که به مهرورزی ِ به ایشان عادت کرده‌ای، زندگی نخواهی کرد.
نمازی که از روی عادت خوانده شود، نماز نیست. تکرار یک عادت است؛ نوعی اعتیاد. حرفه‌یی شدن پایان قصه‌ی خواستن است.
عادت، ردِ تفکر است، و رد تفکر، آغاز بلاهت است و ابتدای دَدی زیستن.
انسان هرچه دارد محصول ِ تمامی ِ هستی ِ‌خویش را به اندیشه سپردن است؛ و من پیوسته می‌اندیشم که کدام راه، کدام مکتب، کدام اقدام در فروریختن ِ این بنا تاثیر بیشتری می‌تواند داشته‌باشد.

یک عاشقانه‌ي آرام-نادر ابراهیمی

Labels:


اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر این‌گونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که این‌گونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوست‌دار
که دست‌ِکم یکی در میان‌شان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین‌گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز
داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست ِکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.

ویکتور هوگو

Labels:




Today's Pic





About me

I am not what I post, My posts are not me. I am Someone wondering around, writing whatever worth remembering.




Lables

[ کوتاه نوشت ]

[ شعر نوشت ]

[ فکر نوشت ]

[ دیگر نوشت ]

[ روز نوشت ]

[ نوروز نوشت ]

[ از آدم‌ها ]

[ ویکند نوشت ]

[ داستان نوشت ]

[ ابوی ]

[ انحناهای عاشقانه ]

[ خاطرات بدون مرز ]

[ فیلم نوشت ]



Archive

December 2004
April 2006
August 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 2011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
July 2012
August 2012
October 2012
November 2012
January 2013
April 2013
June 2013
July 2013
August 2013
September 2013
October 2013
November 2013
January 2014
February 2014
March 2014
September 2014
December 2014
October 2016
November 2017
March 2018
December 2018


Masoudeh@gmail.com